برای هیچکس

عرفانی،فلسفی،کلامی،ادبی،سیاسی

برای هیچکس

عرفانی،فلسفی،کلامی،ادبی،سیاسی

مشخصات بلاگ

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند/دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند/

پیام های کوتاه
  • ۲۵ آبان ۹۶ , ۲۱:۱۵
    خلقت
آخرین مطالب

درس معلم-قسمت اول

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۴ ب.ظ
ساعت 10 و نیم صبح بود...با صدای باز شدن در کلاس همه سرها به طرف در برگشت.
سکوت تمام کلاس را فرا گرفت.مظفر بود که با یک شلوار خیس شده و پیراهن خیس و گل آلود وارد کلاس شد...وقتی سیل می آمد و آب رودخانه بالا می آمد مظفر مجبور می شد بی گدار(گدار پله های سنگی داخل آب را گویند)به آب بزند و سر تا پا خیس می شد.آقای مرادی معلم کلاس اول راهنمایی ما بود.فارسی و علوم و انشاءو دینی و پرورشی و اجتماعی ...و همه چیز درس می داد!!
به محض اینکه آقای مرادی مظفر را با آن وضع دید ...بادی به غبغب انداخت و سینه اش را صاف کرد و با یک صدای حق به جانب شروع کرد به توپ و تشر:
-این چه وضع کلاس اومدنه؟الان چرا داری میایی؟
-کل کلاس رو کثیف کردی ...چند بار بهت بگم اگه دیر رسیدی دیگه کلاس نیا
مظفر فقط  گوش می کرد...مظفری که سالها پیش پدرش را از دست داده بود...فرزند یک کارگر ...فرزند یک برزگر ساده...بغض گلویم را فشار میداد ...چون مظفر را می شناختم...هر وقت با پدرم به ماهیگیری می رفتیم مظفر را آن طرف رودخانه می دیدم...آقای مرادی بعد از کلی دعوا به مظفر گفت:
-برو بشین پسره ی حمال...
سپس شروع به درس دادن کرد و آن روز هیچکس درس را نفهمید.
  • ۹۶/۰۹/۱۲
  • مراد رهایی

طنز

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی