برای هیچکس

عرفانی،فلسفی،کلامی،ادبی،سیاسی

برای هیچکس

عرفانی،فلسفی،کلامی،ادبی،سیاسی

مشخصات بلاگ

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند/دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند/

پیام های کوتاه
  • ۲۵ آبان ۹۶ , ۲۱:۱۵
    خلقت
آخرین مطالب

۶ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

وقتی که بچه بودم
خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد
و از پشت عینک اشکهای درشتش با قران می آمیخت
آه آن روزهای رنگین
آه آن خاطره های کوتاه
....
اسماعیل  خویی 
  • مراد رهایی
بنده در یکی از پستهای پیشین به نام عملیات روانی عنوان کردم که دشمن فقط از طریق جنگ نرم و عملیات روانی می تواند به ما ضربه وارد کند و نتیجه آن حرف هم در همین شورشهای اخیر مشخص شد.و بازهم تاکید می کنم تنها راه امریکا و اسراییل برای ضربه زدن به مردم ،دولت و نظام فضای مجازی به خصوص کانال های تلگرامی و اینستاگرامی است.و اما نکاتی در خصوص بلوا ها و آشوب های این چند روز اخیر بایستی مطرح کرد:
1-به نظر من نمی شود همه این مسائل را گردن خارجی ها بیندازیم بالاخره بستر هایی از نارضایتی در داخل هم وجود دارد که دشمن به آنها توجه می کند.این بستر ها می تواند ناشی از مشکلات اقتصادی ،بیکاری جوانان،گرانی ها و در کنار اینها شبهاتی که دشمن در فضای مجازی به ان دامن زده و نبود سواد رسانه ای  از جانب بیشتر مردم قلمداد کرد.
2_مردم باید بدانند که هیچ گاه امریکا و اسراییلی که حدود چهل سال است دشمنی می کنند قابل اعتماد نیستند .حدود دویست و چهل کانال ماهواره و صد ها کانال تلگرامی و اینترنتی در برابر یک صدا و سیما ...بازهم اگر بگوییم انها موفق شده اند تعجبی ندارد ...حالا هم بستن تلگرام مطمئنا نتیجه عکس خواهد داد ...مثل زمانی که جلوی ماهواره و نصب دیش را گرفتند .این هم راه چاره نیست .به نظرم باید آگاهی های مردم را بالا برد و به مردم برای شناخت دشمن فرصت داده شود.
  • مراد رهایی
شکر گزاری از چند جهت قابل بحث است:شکر گزاری از حیث بودن یا نبودن:
اولین شکر گزاری، شکر گزاری از حیث وجود هست.زیرا وجود باری تعالی به ما هستی و وجود عنایت کرد.و همچنین شکر به خاطر اینکه به جهان پیرامون ما نیز وجود عنایت کرد.ستارگان و ماه و خورشید و آسمانها و موجودات زمینی و غیر زمینی (ماورایی) همگی بایستی از این حیث که وجود دارند شکر گزار باشند.زیرا می توانستند وجود نداشته باشند.دومین شکر گزاری این است که اکمال (کمال) را در وجود به ما عنایت کرد.شما به تمام آفریده های خداوند بنگیرید کمال را می بینید یعنی هیچ چیز را ناقص خلق نکرد.هیچ چیز را دوبار خلق نکرد همان بار اول کامل خلق کرد.خداوند بر حسب وجود هر آنچه لازم بوده و کافی بوده به مخلوقات عنایت کرده و اگر مخلوقی از نظر ما(بندگان)ناقص خلق شده...از عدل خداست که تکلیف به اندازه وسع اوست.
شکر گزاری از حیث شدن (ماهیت)و چه بودن یا که بودن یا چگونه بودن و یا چگونه شدن:
دومین
 شکرگزاری از حیث این است که چه یا که هستیم...و چه یا که می خواهیم بشویم...ممکن بود ما به جای اینکه انسان خلق شویم مخلوق دیگری می شیدیم و از لحاظ تفکر و فلسفی، خودش مساله است ...زیرا تمام کائنات با خالق خود یعنی خداوند در ارتباط هستند و دارای وجود هستند و موجودند و سکون برای هیچکدام معنی ندارد و همگی در حال شدن هستند.
شکر گزاری از حیث داشتن یا نداشتن:خیلی از مردم به خاطر داشته هایشان شکر گزارند در حالی این تمام شکر گزاری نیست گاهی اوقات و زمانهایی که به خودشناسی می رسیم و خودمان را می شناسیم بایستی برای نداشته هایمان شکر گزار باشیم یعنی همین که خیلی چیزها را نداریم باید شکر گزار باشیم...پول زیاد ممکن است برای ما فساد انگیز باشد.قدرت زیاد ممکن است برای ما خطر ناک باشد...و از این دست
  • مراد رهایی
اون دو تا خاطره از معلمای دوران بچگی یک نتیجه گیری مهم داشت و اون اینکه ...همیشه این فهمیدن نیست که لذت بخشه ...بعضی وقتها نفهمیدن هم لذت بخشه...شاید باورش سخت باشه... نمی فهمی اما لذت بخشه...معلم خوبه درس عشق می داد ...ما نفهمیدیم ولی لذت می بردیم....!!رفیق اینجوری میشه که تلاش برای فهمیدن تو سخته ...نتیجه بخش نیست اما لذت داره!!

پ ن:این تعریف جدیدی از عشقه...شما هزار دلیل برای عاشق بیار که بفهمه ...هزار دلیل بیار که حواسش پرت بشه به جاهای دیگه...نمیفهمه(اما لذت می بره)
پ ن2:sleeep
  • مراد رهایی
گر در یمنی چو با منی ...
پیش منی...
گر پیش منی ...چو بی منی ...در یمنی
پ ن:اولین معادله ای است که دو پیش شرط داره
  • مراد رهایی
آورده اند که نوشین روان عادل را در شکارگاهی صیدی کباب کردند و نمک نبود...غلامی به روستا رفت تا نمک آرد...نوشین روان گفت نمک به قیمت بستان،تا رسمی نشود و ده خراب نگردد!!گفتند از این قدر چه خلل آید؟گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است و هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر اورند غلامانش هزار درخت ز بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
پ ن:بیضه =تخم مرغ
  • مراد رهایی